كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

57

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

را ببينم . زندگى تركمنها هم مثل زندگى عربهاى كوچ‌نشين است . چادرهايشان هم شباهت به چادرهاى عربها دارد . دارايى آنها عبارت است از : شتر ، اسب ، الاغ ، گاو و گوسفند . گوسفند فقط براى استفاده‌اى كه دارد تربيت نمىشود ، بلكه نمايندهء تجمل ايرانيها هم است . تركمنها نه تنها كلاه پوستى بر سر مى - گذارند ، بلكه لباسشان هم از پوست بره است و چون پوستهايى كه موهاى مجعدتر و لطيف‌ترى دارند ، گران‌تر هستند ، تركمنها به خاطر اين پوستها ، تعداد زيادى گوسفند آبستن را مىكشند و به اين‌ترتيب بره‌هاى بيچاره را ، پيش از تولد ، به طرز بىرحمانه‌اى مىكشند . بر خلاف ايرانيها و تركها و عربهاى شهرنشين ، كه زنهايشان را به بيگانگان نشان نمىدهند ، زنهاى اين تركمنها ، مثل زنهاى اعراب بدوى ، از نشان دادن صورت خود ابايى نداشتند . زنهاى تركمن‌ها خيلى هم كارى هستند . يكى مىگفت ، فقط زنهاى تركمنها فرش مىبافند ، كه هر سال تعداد زيادى از آن به خارج صادر مىشود . البته اين فرشها به لطافت فرشهايى كه در شهرها بافته مىشوند ، نيستند . آدم در شگفت مىشود ، كه چگونه اين مردم فقير پشم را رنگ مىكنند و با راحتى كمى كه دارند ، فرش‌هاى خوبى مىبافند . بعد با چوپانى ، كه در خانواده‌اى كوچ‌نشين ، در حوالى بغداد ، متولد شده بود و حالا در اين منطقه در خدمت يك تركمن بود ، صحبت كردم . او به عربى حرف مىزد . از او ضمن چيزهاى ديگرى شنيدم ، كه اربابش سالى دوازده بره به او مزد مىدهد و دريافتم ، كه ملت‌هاى كوچ‌نشين مشرق زمين ، حالا و در گذشته ، سهم معينى از گلهء خود را به چوپانهاى خود مىدهند . روز بيست و پنجم فوريه در طرف ديگر خانيك اتراق كرديم . اين ده در منطقهء مسطح بزرگى قرار دارد . در اين منطقه به چند باتلاق و رودخانهء كوچك ، كه آب همهء آنها بد بود ، برخورديم . در اين ده هم يك قلعهء كوچك بد وجود دارد و مثل تمام قلعه‌هاى اين راه ، پس از مرگ نادر ويران شده است . اما ساكنين